درک پدیدار شناسانه ی معنای فقر

معلم به دانش آموزانش گفت در باره آدم فقیر انشاء بنویسید.

نوبت به دانش آموزی پولدار و البته از طیف مرفهین بی درد رسید


 تا انشایش را بخواند . و او اینچنین خواند :

آدم فقیر خیلی فقیر است ،خیلی بدبخت است .آدم فقیر نه تنها

خودش فقیر است بلکه مستخدمشان هم فقیر است،آشپزشان


هم فقیر است ،راننده و باغبانشان شان هم بیچاره و فقیرند.


.....خلاصه الهی بمیرم برای آدم فقیر که خیلی فقیر است.

این درک تفهمی از فقر توسط این دانش آموز مرا یاد بعضی


نمایندگان و مدیران مرفه(البته زحمتکش) می اندازد که می


 خواهند درجهت توسعه و ریشه کنی فقر اقداماتی ساختاری و


انقلابی انجام دهند.