نگاهی مختصر  به بدن انسان از چند زاویه و دیدگاه مختلف :

 

-          در ادبیات دینی  غالبا به عنوان جسم وکالبدی مادی  با قابلیت گناه و کجروی و مانع تعالی روح دانسته می‌شود

-          در تفکر فلسفه یونانی(افلاطونی)،  شاهد نگاه سلسله مراتبی به رابطه بین ذهن و بدن هستیم ، در این نگاه همیشه ذهن برتر از جسم زمینی دیده می‏شود

-          رویکرد طبیعت گرایی، توانایی‌ها و محدودیت‌های بدن انسان را به وجود آورنده الگوهای روابط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی می‌داند

-          در رویکرد فمنیستی به تقابل میان بدن مردانه و بدن زنانه توجه شده است

-          ساخت گرایی اجتماعی، چگونگی شکل گیری، معنا یافتن و طبقه بندی بدن از سوی جامعه را بیان می‌کند

-          رویکرد پسا ساختار گرایانه بدن را به عنوان زبان ویک عامل اساسی تلقی می کند

-          ویکردهای تلفیقی معتقد به تأثیر پذیری بدن از روایت‌های کلان و شکل گیری انواع روابط اجتماعی مبتنی بر آن هستند

-          میشل فوکو معتقد است بدن را باید به مثابه محصولی تاریخی،اجتماعی دانست. او برخلاف بسیاری که جسم را زندان روح می دانند ، روح را زندانی جسم معرفی کرده و این بحث را مطرح می‏کند که چرا برخی روابط جنسی اخلاقی و برخی دیگر غیراخلاقی شناخته می شوند

-          هنوز در بسياري از كشورهاي دنيا مالكيت بر بدن وجود نداشته و فرد از جهت قانوني و مذهبي حتما بايد پروسه زندگي طبيعي خود را با همه رنجها و درد ها طي كرده و به مرگ طبيعي بميرد

-          سرمايه داري از تبليغ براي پوشش استفاده بسياري مي برد. این توجه وافر ، افراد را وا می‌دارد تا رفتارهایی گاه افراطی به منظور مطابقت‌دادن ویژگیهای بدن خود با الگوهای فرهنگی زیبایی چهره و اندام انجام دهند

-          «مديريت بدن» اصطلاحی است که به تغييرات اعمال شده روي بدن از نظر آرايش و پوشش ظاهري، جراحي هاي زيبايي، رويه هاي لاغري، ورزش و نگهداري بدن اشاره می کند

-           پیتر بورديو، بدن را حامل نمادين هنجارهاي اجتماعي مي داند. از نظر وي، نظم اجتماعي نظم جسم هاست و الزامات اجتماعي، به صورت نمادين و فيزيکي بر جسم ها اثر مي گذارند. وي «سرمايه بدني» را منبع فرهنگي سرمايه گذاري شده در بدن مي داند

-          آنتونی گيدنز، معتقد است بدن، همانند شخصيت، مکاني براي تعامل، تخصيص و تخصيص مجدد مي باشد. توجه به بدن، جستجويي براي «هويت» است.

-          در ديدگاه جاناتان ترنر، بدن به طور همزمان هم موجودي «زيست شناختي» و «هم تجربه زنده»  مي باشد که در روابط اجتماعي به ايفاي نقش مي پردازد.

-          ................................................................... حکایت همچنان باقی است