نظريه اروينگ گافمن درباره بازنمايي جنسيت در رسانه هاي ديداري
گافمن شش الگوي ديداري از نمايش هاي جنسيتي در تبليغات، تشخيص داده است كه با آنها تفاوت هاي ميان زن و مرد بازنمايي مي شود. اين الگوها عبارتند از:
1. مناسكي شدن فرمانبري: در اين حالت، زنان وضعيتي را به وجود مي آورند كه انقياد آنها را در برابر كنترل ديگران نشان مي دهد. از اين نظر، زنان، بيشتر رفتارهاي دلجويانه اي همچون لبخند زدن را به نمايش مي گذارند و حالت هاي ناتواني بروز مي دهند. زنان نسبت به مردان حالات لطيف تري را به خود مي گيرند.
2. اندازه نسبي: اين الگو به اين مسئله اشاره دارد كه به طور كلي، زنان در تبليغات و رسانه هاي ديداري، كوتاه تر از مردان تصوير مي شوند و اين امر، نماد اقتدار كمتر است. فقط هنگامي كه مردي از نظر اجتماعي، كم رتبه تر (پست تر) از زن باشد، كوتاه تر از او نشان داده مي شود.
.3 رتبه بندي كاري: به اين امر اشاره دارد كه چگونه مردان كنش هاي ديگران را كنترل مي كنند، درحالي كه زنان كنترل مي شوند. بنابراين، مردان غالباً در نقش هاي مديريتي به نمايش در مي آيند، به ويژه در نقش هايي كه شغلي، به زنان آموزش مي دهند. زنان بيشتر در حال دريافت كمك از مردان نمايش داده مي شوند.
. 4لمس زنانه: به اين مسئله اشاره دارد كه در تصويرهاي تبليغاتي و رسانه هاي ديداري، زنان اشيا را لمس و نوازش مي كنند، ولي هرگز اشيا را چنگ نمي زنند يا نمي قاپند. در مقابل، مردان، اشيا را دست كاري مي كنند يا به آنها شكل مي دهند.
.5عقب نشيني مقبول: زنان غالباً با درگيري روان شناختي، از موقعيت هاي اجتماعي عقب نشيني مي كنند يا كنار نهاده مي شوند. بدين گونه كه مردان، غالباً هدايت كارها را بر عهده مي گيرند تا زنان را از اين موقعيت ها حذف كنند. در تصويرهازنان در رسانه ها به صورت از دست دادن كنترل احساسات و اشك ريختن، بي خودي خنديدن، پنهان كردن چهره پشت دستان از روي ترس، كم رويي، دست پاچگي يا اضطراب نمايش داده شود.
.6خانواده: اين الگوي تحليلي، زنان را بيشتر در موقعيت هاي خانوادگي و مردان را بيرون از خانه نشان مي دهد. در تبليغات، مردان بيشتر در حال انجام دادن كارهاي بسيار كوچك درون خانه نشان داده مي شوند. اين مسئله ممكن است به اين دليل باشد كه خانه به طور سنتي، يك «حوزه زنانه» تلقي مي شود.
بنام خدا