زن و شوهر هایی که روی کاغذ زوج هستند

نگاهی مختصر به طلاق عاطفی

در بین جامعه شناسان و نظریه پردازان پل هانان طلاق عاطفی را اولین مرحله فرایند طلاق می داند که بیانگر رابطه زناشویی رو به زوال است که احساس تلخ بیگانگی جایگزین آن شده است. او در عقایدش نوشته که شاید زن و شوهر تا پایان عمر مانند یک گروه اجتماعی در کنار هم بمانند اما جاذبه اعتماد طرفین در دره عمیق فاصله سقوط کرده است.

هيچ آمار دقيقي از ميزان وجود طلاق عاطفي در دست نيست ولي مي‌توان به جرات گفت آمار طلاق عاطفي در كشورما از طلاق قانوني بيشتر است. زوج هایی که دچار مشکلات شده اند، ممکن است تا مدت ها به زندگی مشترک ادامه دهند و «طلاق عاطفی» را تجربه کنند. از جمله علل این ماندگاری این موارد هستند :

ترس از نگاه دیگران – عدم توانایی مالی زنان – نوع نقش و پایگاه اجتماعی فرد در جامعه -  برخی باورهای سنتی  در باره زن- وجود فرزند

طلاق عاطفي معمولا از شكايت و گله‌گذاري زوج‌ها نسبت به هم شروع مي‌شود. انتظاراتي كه گفته مي‌شود ولي برآورده نمي‌شود . در مرحله بعد نزاع زناشويي رخ مي‌دهد انتظاراتي كه قبلا به آرامي مطرح مي‌شد حالا با صداي بلند و داد و بيداد بيان مي‌شود و آرامش نسبي جاي خود را به خشم مي‌دهد؛ خشمي كه خود را به شكل‌هاي گوناگون نشان مي‌دهد. پس از اين مرحله اختلاف‌ها بيشتر شده و ديوار سكوت مابين زن و شوهر قرار مي‌گيرد و اين به معناي نشنيده شدن و نديده گرفتن است يعني هر دو در مقابل يكديگر ناتوان شده‌اند و هركس به دنياي دروني خود فرو مي‌رود و ديگر اهميتي به طرف مقابل نمي‌دهد كه  كار به جايي مي‌رسد كه براي يكديگر تنها و تنها حكم يك هم‌خانه را بازي مي‌كنند و حتي جاي خواب خود را از يكديگر جدا مي‌كنند.

عوامل تسهیل کننده در طلاق عاطفی

·      عدم تامین نیاز عاطفی

·      بی توجهی

·      عدم همدلی و همراهی

·      رفتارهای خشونت آمیز

·      عدم گذران وقت با یکدیگر

·      نارضایتی جنسی

·      بی اعتمادی

·      مشکلات ارتباطی

·      عدم تعادل روحی

·       

طلاق‌هاي عاطفی  نه تنها برای خود افراد نتایج سوئی را به دنبال دارد بلکه برای جامعه هم مشکل ساز مي‌شود زیرا تأثیر خاموشی روابط زن و مرد در فعالیت‌هاي خارج از خانه هم دیده مي‌شود و زن و شوهری که مدتی است دچار اختلاف شده اند از لحاظ روانی نیز آمادگی لازم را برای فعالیت‌هاي خارج از خانه ندارند.